بهروز قطبی

من هم مثل بسیاری از مردم، اگرچه درباره انقلاب مشروطه ایران اطلاعاتی داشتم و این جنبش را به نام ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی و خاستگاه اصلی آن را آذربایجان می‌دانستم، اما درباره «کمیته مجازات» و ارتباط مشروطه‌خواهان با آن چندان نمی‌دانستم، تا اینکه به کتاب جامع و مستندی در این باره رسیدم که در این نوشته، بخش‌های مهمی از آن را نقل می‌کنم تا به این سئوال‌ها پاسخ داده شود که اعضای کمیته مجازات چه کسانی بودند، چه می‌خواستند و عاقبت آنان به کجا کشید و به عبارت دیگر چگونه شد که شماری از مشروطه‌خواهان به بیراهه خشونت و  تروریسم رفتند و علی‌رغم زحمات و تلاش‌های بسیار، به غیر از اعدام شماری از کسانی را که جاسوس و خیانتکار به ایران و ملت می‌دانستند، دستاورد دیگری نداشتند؟ 
تجربه‌ای که دگر بار در تاریخ ایران، نشان داد که تندروی نه فقط دستاوردهای مثبتی برای ملت ندارد؛ بلکه موجب به خطر افتادن آزادی‌های مشروع مردم  می شود.آنچه در پی می‌آید، برش‌هایی از تاریخ «کمیته مجازات» به روایت جواد تبریزی۱ است. 
تلاش برای مستندسازی وقایع کمیته مجازات 
در پیشگفتار کتاب «اسرار تاریخی کمیته مجازات» نوشته س ـ وحیدنیا، مدیر مسئول مجله وحید آمده است: «کمیته مجازات و اسرار آن یکی از گوشه‌های کوچک و جالب و خواندنی حوادث بعد از مشروطه است که با آنکه جسته و گریخته درباره آن یادداشت‌هایی نوشته شده، لیکن تا چند سال پیش اثری مستند در دسترس علاقه‌مندان اینگونه حوادث نبوده، تا اینکه آقای مهندس جواد تبریزی که علاوه بر انتساب با مرحوم ارداقی۲ و خانواده او، خود از محققان و پژوهشگران این  گونه وقایع است، یادداشت‌های مستند و نخبه‌ای را که طی سال‌های متمادی جمع‌آوری کرده بود، برای چاپ به مجله وحید سپرد.» 
تروریسم راه نجات نیست
جواد تبریزی در مقدمه کتاب نوشته است: «نگارنده درباره وقایع کمیته مجازات مطالعات وسیع و دامنه‌داری نموده و کلیه جراید آن زمان را مطالعه کرده و با رجال و کسانی که خود ناظر و شاهد وقایع آن زمان بوده‌اند، مصاحبه نموده و از اطلاعات آنان از قبیل حکیم‌الملک، مستشارالدوله صادق، میرزا باقرخان پدر، عدل‌الملک دادگر، میرزا احمدخان اشتری و مورخ الدوله سپهر در تهیه و درج مقالات استفاده نموده و عکس‌های متهمین کمیته مجازات و شرح حال و بیان‌نامه‌هایی۳ را که به مناسبت هر قتل و ترور منتشر می‌شد، جمع‌آوری نموده و حتی اقاریر و اعترافات آنان را به چنگ آورده و امروز به صورت مجموعه ارزنده‌ای تقدیم خوانندگان محترم می‌نماید، تا شاید زوایای تاریک گوشه‌ای از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران روشن گردد و اعمال و رفتار و اقدامات کمیته مجازات مورد قضاوت قرار گیرد و معلوم گردد که عملیات این عده که در وطن‌پرستی آنان شک و تردیدی وجود نداشته، در جلوگیری از اعمال خائنانه برخی از مسئولان امور موثر بوده و تا چه حد توانسته‌اند نظرات اصلاحی و انقلابی خود را از این طریق به منصه ظهور برسانند و تا چه درجه با عدم موفقیت مواجه شده و نتیجه معکوس گرفته‌اند(ص۹).
جواد تبریزی همچنین نوشته است: «نگارنده ضمن احترام به احساسات وطن پرستانه و بی‌شائبه گردانندگان اصلی کمیته مجازات، راهی را که برای اجرای افکار اصلاحی خود انتخاب نموده‌اند، مطرود دانسته و اضافه می‌کنم کلیه سازمان‌های تروریستی که در طول اعصار مختلف و یا در حال حاضر خواسته‌اند از طریق ایجاد رعب و وحشت و انتقامجویی و قتل و آدم‌ربایی نظرات خود را اعمال کنند، پس از مدتی کوتاه نتیجه معکوس گرفته و از هم متلاشی شده و یا بین آنان اختلافاتی بروز کرده است که منجر به افشای اسرار آنان گردیده و افکار عمومی را علیه خود بسیج و تجهیز کرده‌اند که ما در طول تاریخ کمیته مجازات، به نظائر این مشکلات برخورد خواهیم کرد(ص۱۰). 
تاریخ پیدایش کمیته مجازات 
در کتاب «اسرار تاریخی کمیته مجازات» آمده است: «کمیته مجازات در سال ۱۳۳۵ هجری قمری۴ بدواً به وسیله ۳ نفر به نام‌های ابوالفتح‌زاده، منشی‌زاده و مشکات‌الممالک تشکیل شد و بعداً میرزاعلی اکبر ارداقی و عمادالملک به آنان پیوستند و با کمک کریم دواتگر۵ توانستند عده‌ای از کسانی را که در اجرای اصلاحات سد راه وطن خواهان بودند، از میان بردارند که در ادامه اسامی بعضی از آنان به شرح زیر اعلام شده است: 
ـ میرزا اسماعیل‌خان، رئیس انبار غله
ـ متین‌السلطنه، مدیر روزنامه عصر جدید 
ـ آقا سید محسن مجتهد، داماد مرحوم آیت‌الله بهبهانی آزادیخواه صدر مشروطیت 
ـ منتخب‌الدوله، خزانه‌دار کل کشور 
نمونه‌ای از فساد در سازمان‌های دولتی 
در میان فساد بعضی از مسئولان کشور، منشی‌زاده یکی از سران کمیته مجازات در اعترافات خود پس از دستگیری به ظلمی که بر او رفته، اشاره کرده و گفته است: پس از آن که از قزاقخانه با درجه سرهنگی کناره‌گیری کردم، به ریاست اداره تحدید تریاک۶ منصوب شدم، حاکم یزد برای ۱۵۰ تومان رشوه‌ای که از من می‌خواست و من از پرداخت آن امتناع نمودم، تمام زحمات مرا به باد داد و مبالغ کلی به دولت زیان وارد ساخت. 
وی به من علانیه می‌گفت که عواید تریاک را به ۳ قسمت کرده و یک ثلث به وی داده و ثلث دیگر را به خود اختصاص دهم و ثلث سوم را برای دولت حواله کنم که چون از این وضع به ستوه آمدم، جریان را به مرکز گزارش دادم و موسیو فرنارد مرا به مرکز احضار کرد و ریاست مالیه غار و فشافویه۷ را به من واگذار نمود. 
شناسایی و صدور حکم اعدام خائنان 
پس از ملاقات ۳ ساعته میرزا علی‌اکبر ارداقی و میرزا باقرخان در منزل منشی‌زاده، صورت اسامی کسانی را که از نظر کمیته مستحق و مستوجب مجازات اعدام می‌باشند، مورد مطالعه قرار دادند. (ص۲۸) ابوالفتح‌زاده در اعتراضات خود پس از دستگیری چنین می‌گوید: «معمولا انجمن‌های سری صورت اسامی کسانی را که افکار عمومی آنان را خائن به وطن می‌دانست، منتشر می‌کرد و من این صورت را به هیئت اجرایی می‌دادم و می‌گفتم شما رسیدگی کنید و اگر خودتان در این موارد با کمیته مجازات هم عقیده هستید، کار آنها را تمام کنید و اگر کسی را مستحق اعدام نمی‌دانید به ما هم بگوئید تا ما هم از تصمیم خود صرف‌نظر کنیم هیئت اجرائیه بدین‌ترتیب دنبال چند نفر را می‌گرفت و به هر کس زودتر دسترسی پیدا می‌کرد، کارش را یکسره می‌کرد، والا پس از چندی دنبال دیگری می‌رفت و ما هم نمی‌دانستیم که هیئت اجرایی چه کسی را تعقیب می‌کند تا اینکه نتیجه کارش معلوم می‌شد(ص۳۰).
ترور متین السلطنه به دلیل عدم دسترسی به قوام‌السلطنه 
ابوالفتح‌زاده در جلسه‌ای با حضور ۵ نفر از اعضای کمیته مجازات که در منزل مشکات الممالک تشکیل شد، در مورد ترور متین السلطنه مدیر روزنامه عصر جدید می‌گوید: «من از تأخیر مأموریتی که در مورد قتل قوام السلطنه به عهده داشتم، سخت ناراحت (بودم) و موفق نمی‌شدم مقصودم را به مرحله اجرا درآورم و برای اینکه مأموریت هیئت اجرایی بیش از این به تعویق نیفتد و رفقا مأیوس و دلسرد نشوند و حرارت اولیه را از دست ندهند و کمیته هم اقدام خود را به منصه ظهور برساند و از طرفی اسم متین السلطنه در زمره کسانی بود که کمیته مجازات او را تشخیص داده بود، لذا به نظرم آمد به جای قوام‌السلطنه، هر چه زودتر تکلیف متین السلطنه را یکسره کنم. بدین جهت به رفقا گفتم از طرف کمیته مجازات حکم دیگری صادر و ابلاغ گردیده که کار متین السلطنه را جلو بیندازیم و سپس به اتفاق اکبرخان فرزند ناصر خلوت و چند تن دیگر به سراغ متین‌السلطنه در دفتر روزنامه عصر جدید رفته و خود به انتظار حصول نتیجه کار منتظر ماندیم تا کار متین السلطنه خاتمه یافت. (ص۳۳).
بیان نامه کمیته مجازات 
در پی این ترور، کمیته مجازات درباره قتل متین‌السلطنه و میرزا اسماعیل رئیس انبار غله با صدور بیان نامه‌ای اعلام می‌دارد:
 « ما جامعه را از وجود این عناصر پاک کردیم، تا برای سایر اشخاص خیانت‌پیشه، سرمشق باشد و شاید رویه خود را عوض کنند. حقیقتاً کمال سرافکندگی و شرمساری است که دیده شود پایه مملکت‌فروشی و جاسوسی و خدمت به اجانب در آن به جایی برسد که خود آن عوامل ناپاک هم خوب و بد خدمات ایران بر باد ده خود را انتقاد می‌کنند و از همه بدتر این قبیل افراد با افکار شیطانی و پلید خود تمام عناصر و دستجات وطن‌پرست را تخطئه نمایند. »(ص ۳۹).
در ادامه بیان نامه آمده است: «سرزمینی که محل سکونت و آقایی ایرانیان با فرّ و افتخار بود، بیش از این نباید مرکز جاسوسی و خیانت مشتی عناصر پلید باشد.» (ص۴۲).
خصوصیات اخلاقی تروریست‌های کمیته مجازات 
جواد تبریزی در این  کتاب درباره خصوصیات اخلاقی تروریست‌های کمیته یاد شده می‌نویسد: «تروریست‌های کمیته مجازات اکثراً از مجاهدین صدر مشروطیت بوده و در جنگ‌های مشروطیت کوشش بسیار به خرج داده و در راه آزادی از هیچ تلاشی دریغ نکرده و دلیری‌ها و شجاعت‌ها از خود نشان داده و بعضاً با ستارخان و باقرخان در آذربایجان از نزدیک همکاری داشته‌اند.
این افراد با اینکه تعلیماتی ندیده و فقط در جبهه جنگ تجربیاتی به دست آورده بودند، معهذا در کار خود  ورزیدگی و مهارت و چالاکی خاص داشتند، آنها دارای روح ستیزه‌جوئی و انتقامجویی بوده و وطن‌پرستی و اصلاح‌طلبی در سر داشته و می‌خواستند به خیال خود خدمتی انجام داده باشند، ولی از کجا و به چه صورت معلوم نبود... حاج بابا اردبیلی، حسین خان لله، احسان الله خان، میرزاعلی زنجانی، حاج علی عسکر، رشید السلطان، مهدی خان تبریزی، عبدالحسین خان پسر شفاءالملک و کریم دواتگر از جمله تروریست‌های کمیته مجازات بودند که هر کدام به سهم خود در اجرای نقشه‌های تروریست‌های کمیته مذکور نقشی ایفا نمودند.» (ص۴۴).
چگونگی ترور میرزا محسن مجتهد 
یکی از رویدادهایی که مخالفت‌های مردمی را با کمیته مجازات برانگیخت، ترور یک روحانی به نام «میرزا محسن مجتهد» بود که بعدها «عماد الکتاب» در اعترافات خود پس از دستگیری درباره آن گفت: «ما به درب خانه میرزامحسن رفتیم و تحقیق کردیم، معلوم شد که از منزل خارج شده است: قبلا در محلی مقداری عرق نوشیدیم و سپس من و حسین خان لله به اتفاق احسان‌الله خان در کمال جلدی و چابکی حرکت کردیم و حاج علی عسکر هم دنبال ما آمده بود تا رسیدیم به جلو خان مسجدشاه که میرزا محسن سوار بر الاغ در معیت جمعی از مریدانش در حرکت بود. 
پس از عبور از مسجد شاه، از در مسجد شاه خارج شده، در سه راه به آقای میرزا محسن برخورد کردیم. احسان‌الله خان یواشکی از من سوال کرد بزنم؟ به او جواب مثبت دادم و اسلحه برونیک را بیرون آوردم و شلیک نمودم، تیر اول خارج نشد و من تا رفتم فشنگ را از برونیک خارج کنم، احسان الله خان از پشت سر من میرزا محسن را هدف گلوله قرار داد و من هم به دنبال او تیری خالی کردم و برگشتم، دیدم احسان الله خان در حرکت است.
 پس از اینکه اطمینان حاصل کردم کار میرزا محسن تمام شده است، عبای احسان‌الله خان را که با یک شانه فشنگ روی زمین افتاده بود، برداشته و به احسان الله‌خان ملحق گردیدم.» (ص ۵۴)
ابوالفتح‌زاده هم در اعترافات خود پس از دستگیری می‌گوید:‌«پس از کشته شدن میرزا محسن مجتهد آن‌چنان رعب و وحشتی در افکار عمومی پدید آمده بود که روز تشییع جنازه او کمتر کسی حاضر بود که در مراسم مذکور پیشقدم گردد.» (ص ۵۸).
«مرگ یک نفر در لباس روحانیت رویهم رفته اثر خوبی برجای‌ نگذاشت و مردم را نسبت به کمیته مجازات بدبین ساخت.» (ص۵۹).
مستشارالدوله هم که به هنگام تشکیل کمیته مجازات وزیر داخله کابینه بود، گفته است: «... کمیته مجازات صلاحیت آن را نداشت اشخاصی را به اتهام خیانت، جاسوسی و وطن‌فروشی غیاباً محکوم نموده و حق دفاع را از آنان سلب و در خفا آنان را غافلگیر نموده به قتل برساند.» (ص۹۹).
دستگیری اعضای اصلی 
روز یکشنبه ۲۲ شوال ۱۳۳۵ هجری مطابق با ۲۱ مرداد ۱۲۹۶ شمسی، هنگامی که عمادالکتاب و  ارداقی در اداره مشغول کار بودند، به وسیله مأمورین به نظمیه احضار و به اطاق آقای عبدالله‌خان رئیس اداره تأمینات منتقل می‌شوند و سپس از آنجا آنان را به اطاق  وستداهل، رئیس وقت نظمیه وارد نموده، تحویل ماژور محمود خان رئیس زندان می‌نمایند.
 ماژور محمودخان به دستور وستداهل، میرزا علی‌اکبر ارداقی را به اتاق شماره ۲ و عمادالکتاب را به اتاق شماره ۵ راهنمایی نموده و پس از تفتیش لباس و تحویل اشیاء غیرضروری، آنها را توقیف می‌نمایند.» (ص۱۲۰).
«دستگاه نظمیه وقت به علت ضعف و تردید، پس از ۹ ماه بلاتکلیفی، متهمین کمیته مجازات را از زندان به خانه ابوالفتح‌زاده، یکی از عاملین اصلی کمیته نقل مکان داده و در آنجا  آنان را تحت نظارت قرار می‌دهد.» (ص۱۴۴).
«پس از انتقال به منزل ابوالفتح‌زاده، وضع زندانیان کمیته بهبود می‌یابد و تسهیلات بیشتری در کار آنان فراهم می‌شود و آزادی عمل بیشتری پیدا می‌کنند و گاه بیگاه گرد هم جمع شده و از هر دری سخن می‌رانند و نظمیه هم در کار آنان چندان سخت‌گیری نمی‌کند.» (ص ۱۴۵)
سرانجام با آغاز نخست‌وزیری وثوق‌الدوله پایان اعضای کمیته مجازات رقم خورد. ابوالفتح زاده و منشی زاده در حین انتقال به تبعید در راه به قتل رسیدند و ارداقی و عمادالکتاب به زندان افتادند.
پانویس 
۱ـ جواد تبریزی، اسرار تاریخی کمیته مجازات، چاپ اول مجله وحید، چاپ دوم انتشارات فردوسی، ۱۳۶۲ ،۲ـ علی‌اکبر ارداقی، از سران کمیته مجازات 
۳ـ اعلامیه ،۴ـ برابر با سال ۱۲۹۶ خورشیدی ،۵ـ جوان ۳۵ ساله‌ای که بر اثر گلوله‌ای که به شیخ فضل‌الله نوری وارد آورد، بین آزادیخواهان آن زمان محبوبیت خاصی به دست آورد، عیب بزرگ کریم دواتگر این بود که به هنگام مستی آنچه را که می‌دانست به هر کس و ناکس می‌گفت و بدین‌وسیله وسایل نابودی خود و همکاران خود را فراهم می‌کرد. وی ۱۲ رجب ۱۳۳۵ هجری در مقابل کلیسای ارامنه واقع در محله سنگلج شبانه به دست رشیدالسلطان، سید مرتضی و میرزا عبدالحسین ساعت‌ساز به قتل رسید (اسرار کمیته مجازات ص ۲۶).
۶ـ اداره تعیین حد و اندازه مصرف تریاک 
۷ـ از توابع شهرستان ری 
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی